شاعرانه

ای دیر بدست آمده بس زود برفتی آتش زدی اندر منو چون دود برفتی

غریبه:
نویسنده : سوگند یوردشاهی - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱
 

یه قاصد خبرم داد که آفتاب لب بومه

نوشتم رو تن شب که خوشبختی تمومه

نه من مونده نه ماهی،نه حرفی نه صدایی

هزار دفعه شکستم عجب حادثه هایی

نپرس از شب و روزم تو خوابم تو چه خوابی

به مستی شب و تا صبح،خرابم چه خرابی!!!

به شب زل زده بودم به این عشق

که شب مهتابی میشه...

نگاهم به هوا بود به این عشق

که روز آفتابی میشه...

بهار پشت زمستون پس از تو

برام قصه ی غم داشت

نبودی که نبودی پس از تو

بهارم تو رو کم داشت

نپرس از شب و روزم تو خوابم تو چه خوابی

به مستی شب و تا صبح،خرابم چه خرابی!!!

به گل طعنه زدم من به این عشق

که تو فصل بهاری...

به غم طعنه زدم من به این عشق

که تو عشقو میاری...

بهار پشت زمستون پس از تو

برام قصه ی غم داشت

نبودی که نبودی پس از تو

بهارم تو رو کم داشت

نپرس از شب و روزم تو خوابم تو چه خوابی

به مستی شب و تا صبح،خرابم چه خرابی... .

 


 
comment نظرات ()

 
 



خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

var now = new Date(); var hours = now.getHours(); var minutes = now.getMinutes(); var seconds = now.getSeconds() var timeValue = "" + ((hours >12) ? hours -12 :hours) timeValue += ((minutes < 10) ? ":0" : ":") + minutes timeValue += ((seconds < 10) ? ":0" : ":") + seconds timeValue += (hours >= 12) ? " P.M." : " A.M." window.status = timeValue; timerID = setTimeout("showtime()",1000); timerRunning = true; } function startclock () { stopclock(); showtime(); }

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس