شاعرانه

ای دیر بدست آمده بس زود برفتی آتش زدی اندر منو چون دود برفتی

افتخار من:آذربایجان
نویسنده : سوگند یوردشاهی - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٦
 

یاشا یاشا آذربایجان            

 

آذربایجان سن سن منیم علویتیم ، شان شهرتیم***آذربایجان تو هستی تمام وجود و شهرت و منزلت من

 

آدین منیم اؤز آدیمدیر  سنسیز منیم نه قیمتیم***اسم تو اسم من است،بدون تو من هیچ قیمتی ندارم

 

آذربایجان ، آذربایجان ، یاشا ، یاشا آذربایجان ***آذربایجان،آذربایجان، زنده باد،زنده باد آذربایجان

 

نفسیمیز بابک لرین صابرلرین اود نفسی*** نفس ما،نفس های آتش مثل بابک و صابر ها است

 

اودور گلیر اوزاقلاردان بابا لارین آیاق سسی***الان هم صدای قدم های پدران ما از دوردست می آید

 

آذربایجان ، آذربایجان ، یاشا ، یاشا آذربایجان***آذربایجان،آذربایجان، زنده باد،زنده باد آذربایجان

 

 

 

بیز تاریخه سیغینماریق دونن واردیق بوگون واریق***ما از تاریخ شکست نخوردیم- هم دیروز بودیم و هم امروز

 

بیز کئچمیشه گووه نه رک گله جه یه آددیملاریق***ما به گذشته امان افتخار میکنیم و به در آینده نامین می شویم

 

آذربایجان ، آذربایجان ، یاشا ، یاشا آذربایجان***آذربایجان،آذربایجان، زنده باد،زنده باد آذربایجان

 

 

 

آذربایجان من عشقیم  منیم آندیم ، منیم آتام***آذربایجان،عشق من،قسم من و پدر من

 

بیز ایکیمیز بیر توپراغیق منده سنین بیر پارچانام***ما دوتا از یک خاکیم و من قسمتی از تو هستم

 

آذربایجان ، آذربایجان ، یاشا ، یاشا آذربایجان***آذربایجان،آذربایجان، زنده باد،زنده باد آذربایجان

 

 نوشته شده توسط یوسف آهنگر

 


  • مشاهیر و افتخار آفرینان آذربایجان

1_ستار خان سردار ملی:

ستارخان سردار ملی (1284-1332ق) فرزند حاج حسن قراجه داغی در منطقه قراجه داغ (ارسباران) در 32 کیلومتری مهاباد به دنیا آمد.

وی مدتی جزء سواران حاکم خراسان بود، از آنجا به عتبات عالیات سفر کرد، پس از چندی به تبریز بازگشت و به مباشری املاک محمدتقی صراف در سلمان مشغول گردید. سپس به توصیه رضاقلی خان سرتیپ وارد خدمت قراسوران (ژاندارمری) شد و حفاظت راه مرند و خوی به او محول گردید. چندی بعد مورد توجه مظفرالدین میرزا (ولیعهد) قرار گرفت، ضمن دریافت لقب خانی، از تفنگداران ولیعهد در تبریز محسوب گردید

در سال 1325ق انجمن ایالتی آذربایجان به واسطه رشادتهای ستارخان  به ایشان لقب سردار ملی  اعطاء نمود

با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر کشور، مجاهدین و آزادیخواهان آذربایجانی و قفقازی به فرماندهی ستارخان و باقرخان به حمایت از مشروطیت قیام نمودند و در مقابل قوای 35 تا 40 هزار نفری اعزامی از مرکز و خوانین محلی به فرماندهی عبدالمجید میرزا عین‌الدوله که برای سرکوبی قیام تبریز اعزام شده بودند به شدت مقاومت کردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت نمودند

 

در جریان ترور آیت‌الله سیدعبدالله بهبهانی دولت مشروطه تصمیم به خلع سلاح گروههای مسلح گرفت، ستارخان با این امر مخالفت نمود و با قوای دولتی به جنگ پرداخت متاسفانه نیروهای دولتی ناجوانمردانه این جاده ساز دموکراسی ایران را از ناحیه پا مجروح  و 30 تن از نیروهای وی کشته و 300 تن اسیر شدند.و این پاداشی مرد بزرگ آذربایجانی بود که به ازای سالها مجاهدت در راه مشروطیت از طرف فرصت طلبان و منفعت طالبان دریافت نمود.
وی چهار سال پس از این واقعه در تاریخ 28 ذی الحجه 1332 درگذشت و در باغ طوطی در جوار حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.

 

2_باقرخان سالار ملی:

باقرخان‌ (1335 ق‌/ 1917 م‌) ملقب‌ به‌ «سالار ملی‌» از رهبران‌ برجسته‌ انقلاب‌ مشروطه‌ و یار و همرزم‌ ستارخان‌ ،وی‌ در محله‌ «خیابان‌» تبریز، گویا در 1278 ق‌ / 1240 ش‌ متولد شد. از زندگی‌ او پیش‌ از ظهور در نهضت‌ مشروطیت‌، اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌نیست‌. ظاهراً در جوانی‌ به‌ بنایی‌ اشتغال‌ داشت‌ و در محله‌ خود به‌ دلیری‌ و عیاری‌ شهره‌ بود و به‌ این‌ سبب‌، یک‌ چند کدخدای‌ آنجا شد

 در نخستین‌ رویارویی‌های‌ قوای‌ دولتی‌ با مردم‌ تبریز، حوزه‌ نفوذ و اقتدار باقرخان‌ که‌ تقریباً به‌ طور مستقل‌ کارمی‌کرد، چندان‌ گسترده‌ نبود، ولی‌ به‌ تدریج‌ با ضعف‌ مرتجعان‌ و هواداران‌ شاه‌، نفوذ بیشتری‌ یافت‌؛ چنانکه‌ با محاصره‌ تبریز توسط‌ قوای‌ دولتی‌ که‌موجب‌ بروز قحطی‌ در شهر شد، به‌ ناچار باقرخان‌ وظایف‌ دیگری‌ برعهده‌ گرفت‌ و اخطاریه‌ها و اعلامیه‌های‌ «مجلس‌ غیبی‌» یا شورای‌ مخفی‌ تبریز،به‌ مهر ستار یا باقر صادر می‌گردید. گزارشها و مراسلات‌ کنسولگری‌های‌ روس‌ و انگلیس‌، حاکی‌ از نگرانی‌ ماموران‌ بیگانه‌ از فعالیتهای‌ باقرخان‌ و ستارخان‌ است‌ که‌ به‌ تعبیر آنها موجب‌اغتشاش‌ در شهر شده‌ بود. در اواخر رمضان‌ 1326 / سپتامبر 1908 بازارهای‌ تبریز بسته‌ شد و انجمن‌ ایالتی‌ به‌ تشکیل‌ نیروهای‌ نظامی‌ به‌ فرماندهی‌باقرخان‌ و ستارخان‌ دست‌ زد که‌ هزینه‌های‌ آن‌ را مردم‌ می‌پرداختند

سرانجام‌ بر اساس‌ مصوبه‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و دستور کابینه‌ مستوفی‌المملالک‌، یفرم‌ خان‌ رئیس‌ نظمیه‌ تهران‌ اعلام‌ کرد که‌ مجاهدان‌ باید ظرف‌ 48ساعت‌ سلاحهای‌ خود را تحویل‌ دهند و این‌ کار به‌ نزاع‌ و جنگ‌ میان‌ مجاهدان‌ و قوای‌ دولتی‌ در محل‌ اقامت‌ ستارخان‌ انجامید و باقرخان‌ هم‌ باگروه‌ خود بی‌درنگ‌ به‌ ستارخان‌ پیوست‌ (30 رج‌ 1328). سرانجام‌ قوای‌ دولتی‌ فائق‌ آمد و باقرخان‌ دستگیر شد و مورد تحقیر و توهین‌ قرار گرفت‌ واموال‌ مجاهدان‌ و لوحه‌ اهدایی‌ به‌ سالار و سردار ملی‌ به‌ یغما رفت‌. سردار و سالار ملی‌ به‌ ناچار در تهران‌ ماندند یا نگاه‌ داشته‌ شدند. ستارخان‌ 4 سال‌ بعد درگذشت‌ و باقرخان‌ نیز چند سال‌ بعد، در آغاز جنگ‌ جهانی‌اول‌ در زمره‌ گروهی‌ از آزادی‌خواهان‌ در محرم‌ 1334 / نوامرا 1915 رهسپار قلمرو عثمانی‌ در عراق‌ شد، ولی‌ شکست‌ آلمان‌ در این‌ ناحیه‌ و پراکنده‌شدن‌ آزادی‌ خواهان‌، باقرخان‌ و یارانش‌ را به‌ فکر بازگشت‌ به‌ ایران‌ انداخت‌، وی‌ و یارانش‌ در راه‌ بازگشت‌ در حدود مرز قصر شیرین‌ در خانه‌ مردی‌به‌ نام‌ محمد امین‌ طالبانی‌ بیتوته‌ کردند ولی‌ شبانگاه‌ همه‌ به‌ دست‌ او که‌ طمع‌ در اموالشان‌ بسته‌ بود، کشته‌ شدند

3_دکتر محمود علی چهرگانی:

محمودعلی چهرگانی- چهرقانلی- در سال 1958 میلادی در شهرستان شبستر روستای چهرگان- چهره قان- آذربایجان جنوبی متولد گردید. پدر بزرگش ستارخان چهرقانلی از شخصیت های بنام دور خویش بود

پدرش بابا خان به خاطر تدریس به زبان تورکی در مدارس مدام توسط ساواک دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار میگرفت.

محمود چهرقانلی تحصیلات ابتدائی و راهنمائی اش را در قصبه چهرقان و شهرستان شبستر سپری کرد سپس وارد دانشسرای تبریز گردید. از سال 1970 به عنوان سرباز معلم و پس از آن نیز بصورت معلم در روستاهای آذربایجان مشغول به تدریس شد. باشرکت در کنکور سراسری وارد دانشگاه تبریز گردید و دوره کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی را بپایان رساند. تحصیلاتش را در دوره فوق لیسانس در رشته زبانشناسی عمومی در دانشگاه تهران مقطع دکترا و مدرسی دانشگاه در دانشگاه تربیت مدرس تهران بپایان برد. عضو هیات علمی دانشگاه های تهران و تبریز بود. رساله وی –مقایسه مورفیم و فنونیم لغات ترکی و فارسی- در آکادمی علوم ملی جمهوری آذربایجان تحت مذاکره قرار گرفت و چهرگانی به درجه پروفسوری علمی فیلولوژی- زبانشناسی- ارتقا یافت. از سال 1989- 1990 وارد فعالیت های ملی- فرهنگی گردید.

وی با نمایندگان پارلمان اروپا، نمایندگان پارلمان کشورهای اروپایی از جمله آلمان، سوئد، دانمارک، فرانسه، و نمایندگان دولت های فوق، وزرای خارجه و معاونین وزرای خارجه کشورهای اروپائی، دبیر کل شورای اروپا جناب والتر شوویمر، نمایندگان اتحادیه اروپا، نمایندگان کشورهای آذربایجان و تورکیه، رهبران احزاب حاکم و مخالف این کشورها، نمایندگان رسمی ایالات متحده آمریکا، با بیش از0 5 نفر از اعضای کنگره و سنای آمریکا، با معاونین و مشاورین رئیس جمهوری آمریکا در کاخ سفید، وزارت امور خارجه، وزارت دفاع آمریکا، سازمان ملل متحد، روسای سازمان حقوق بشر و عفو بین الملل دیدارهای مثمر ثمری انجام داد و مسئله ملت های تحت ستم رژیم ایران را به یک مسئله روز، مهم و حساس مبدل نمود. مسئله ای که حتی تشکیلات ها و احزاب بظاهر دموکراسی و آزادی خواه ! خارج نشین نیز تلاش بسیاری برای سرپوش گذاشتن به این مسئله صرف نموده بودند و مینمایند. پروفسور دکتر محمودعلی چهرگانی رهبر حرکت ملی آذربایجان جنوبی و جنبش بیداری ملی آذربایجان جنوبی میباشد

4-پرفسور محمد تقی زهتابی:

پروفسور زهتابی در سال 1302 شمسی در شبستر متولد گردید . خانوادهء وی از جمله روشنفکران شبستری و مشهور به عائله کیریشجی بودند . پروفسور زهـتـابـی در سال 1309 به مدرسه ابتدایی در شبستر راه یافت و در سال 1315 تحصیلات ابتدایی را به پایان رساند . وی برای ادامه تحصیل مجبور به مهاجرت به تبریز گردید و 3 سال را در مدرسه فـیـوضات تـبریـز به تحصیل پرداخت . پس از اتمام دبیرستان در سال 1320 در دانشسرای تربیت معلم تبریز به تحصیل ادامه داد و پس از پایان این دوره در سالهای 22-1323 در مدرسه رشدیه تبریز به تدریس دوره ابتدایی مشغول بود. در همین سالها پروفسور زهتابی با حضور در کلاسهای درس حاجی یوسف شعار به آ موختن زبان عربی همت گماشت . و نیز با حضور در کلاسهای زبان فرانسه کاتولیک های تبریز این زبان را نیز فرا گرفت .

 

 

ایشان در تاریخ 12 / 10/1377 دارفانی را وداع گفت و به آرزوی خود یعنی مرگ در زادگاه خویش نایل آمد.روحش شاد!

از آثار چاپ شده این پدر تاریخ آذربایجان میتوان به عنوان های ذیل اشاره نمود :



– ماهنامه (اتحاد یولو) بغداد
– پروانه نین سرگذشتی ، بغداد
– باغبان ائل اوغلو ، بغداد
– چریک افسانه سی ، استانبول
– بذ قالاسیندا ، برلین
– بختی یاتمیش ، بغداد
– ارک هفته لییی ، برلین
– هستی نسیم ، بغداد
– جنایات 2500 ساله شاهان ، بغداد
– آیا زبان فارسی به زبان ملل دیگر ایران بر تریت دارد ؟ بغداد
– قواعد الفارسیه ، بغداد
– زبان آذری ادبی معاصر ، تبریز
– معاصر آذری ادبی دیلی ، تبریز
–علم المعانی ،لکسیکولوژی ، تبریز
– قوی اولسون اون ، تبریز
–باغبان ائل اوغلو 2 ، تبریز
– ایران تورکلرینین اسکی تاریخی 1 و 2 ، تبریز
– شاهین زنجیرده ، تبریز
– افسانه دی شمشیره دایانمازسا آزادلیق ، کیچیک قارداشیما مکتوب. دو پوئمای به یاد ماندنی از وی .

و اگر مجموعه مقالات درج شده اورا هم به این آثار اضافه نماییم ، عمق افکار و ایده های او و نیز میزان عشق و علاقه اش را به آذربایجان میتوانیم درک نماییم.

5-دکتر محسن هشترودی:

 در سال هزار و دویست و هشتاد و شش خورشیدی در شهر تبریز در خانواده‌ای فرهیخته کودکی به دنیا آمد که او را محسن نام نهادند، پدرش همچون اکثر آذریها مردی بود کوشا و با همت که چهارده سال در نجف اشرف تحصیل کرده بود. یک روحانی وارسته و پرهیزگار که چون از نجف به تبریز برگشت اشراف و اعیان شهر برای او هدیه‌های بسیار فرستادند و او که انسانی وارسته بود تمام هدیه‌ها را پس فرستاد حتی هدیه صولت السلطنه را. و با این شیوه به آنان فهماند که وابستگی به یک طبقه و دلسوزی برای طبقه دیگر باهم منافات دارد، این بود که در کنار ستارخان سردار ملی به مبارزه پرداخت و در دور اول و دوم به نمایندگی مردم تبریز به مجلس شورا رفت. او مرد پارسا و سخت کوشی بود که از مال دنیا چیزی نیندوخت و همواره سعی می‌کرد چهار فرزند پسرش را پارسا و سخت کوش و دانش دوست بار آورد و در این امر نیز موفق شد به گونه‌ای که هر چهار فرزندش به نحوی در زمینه کاری خود موفق بودند.
چهل روز که از حضور محسن در خانواده آنان گذشت خانواده هشترودی به تهران نقل مکان کرد. محسن هشترودی تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس سیروس و اقدسیه گذراند. وی مرد بسیار سخت کوشی بود و از کلاس هفتم بدون معلم به فراگیری زبان فرانسه همت گماشت و در آن خصوص چنان پیشرفت کرد که خیلی زود شروع به خواندن کتابهای فرانسوی نمود. محسن از کلاس هشتم به مدرسه دارالفنون رفت و چون سطح مدرسه دارالفنون از بقیه مدارس بالاتر بود، بطور معمول هر دانش آموز تازه واردی را در کلاسهای مختلف می‌سنجیدند. به همین دلیل معلم هندسه از او خواست قضیه‌ای را ثابت کند آن روز هیچ کس نمی‌دانست که روزی همین دانش آموز یکی از ریاضیدانهای بزرگ دنیا خواهد شد.

محسن در آنروز معلم هندسه را مات و مبهوت نمود و معلم در شگفت شد که او چگونه این قضیه را بدون استفاده از راههای مطرح شده در کتاب ثابت نموده است؟ از او پرسید این راه را از کجا آموخته ای؟ و دور ازذهن نبود که محسن هشترودی با این همه کلنجار رفتن با کتابها این راه را خودش ابداع کرده باشد. دیری نپایید که از پرتو آوازه نام او در مدرسه نام دیگر شاگردان برجسته مدرسه کم رنگ شد و محسن هشترودی کانون توجه معلمان و شاگردان مدرسه شد. پروفسور هشترودی دوران دبیرستان را که به پایان رساند. تحصیل در رشته پزشکی را آغاز نمود، پس از مدتی تحصیل در این رشته آن را رها کرد و به فرانسه رفت تا در رشته مهندسی مکانیک تحصیل نماید، اما این رشته نیز با ذوق او موافق نبود. این بود که به تهران برگشت و در دارلمعلمین عالی به تحصیل در رشته ریاضی مشغول شد.

ریاضی با روح ذوق پروفسور هشترودی موافق بود و او باعشق تمام به تحصیل پرداخت. پس ازدریافت درجه لیسانس به فرانسه رفت و در دانشکده علوم پاریس مشغول به تحصیل در رشته ریاضی شد و سپس به دانشگاه سوربن رفت و در آن دانشگاه تحصیلات خود را در دوره دکتری ریاضی به پایان رساند. پروفسور هشترودی در سال هزار و سیصد و پانزده خورشیدی در سن بیست و نه سالگی به ایران بازگشت و با سمت دانشیاری در دانشکده علوم و دانشسرای عالی مشغول به تدریس شد و پس از پنج سال به درجه استادی رسید.
او همواره در تلاش بود تا مسئولین را متقاعد کند که پژوهشگاه بزرگی در ایران تأسیس کنند تا تمامی استعدادها در آن گرد آیند و در جهت شکوفا نمودن جامعه تلاش نمایند.

حاصل زندگی پر بار پروفسور هشترودی را نمی‌توان به سادگی با معیارهای کمی قیاس کرد، وی طی سالهای استادی خود شاگردان برجسته‌ای تربیت نمود که هر کدام راه او را پیش گرفتند و مایه سر بلندی ملت ایران شدند. آیا تعلیم انسان آن هم انسانهای برجسته و بزرگی که پرتو وجود هر کدام از آنها به تنهایی روشنی بخش قسمت وسیعی ازجامعه است را می توان به آسانی سنجید و با معیارهای موجود ارزیابی کرد؟ حاصل شصت و نه سال زندگی پر ثمر علاوه بر کارهای فرهنگی ، علمی و مدیریتهای فرهنگی مقاله‌ها و کتابهای بسیاری است که مشهورترین آنها به قرار زیر می‌باشد:


  • نظریه اعداد
  • دانش و هنر
  • تمرینهای ریاضیات مقدماتی
  • سایه‌ها
  • سیر اندیشه بشر
  • LES CONNEXION SNORMAL AFFINES ET WEYLIENNES
  • SUR LESS ESPACES DE RIMANN DE WEYL ET DE SCHOUTEN

سر انجام پروفسور هشترودی در روز سیزدهم شهریور سال هزار و سیصد و پنجاه و پنج خورشیدی چشمان تیز بین و کنجکاو خود را بر این جهان پر فسون بست و این چنین خلأی دردناک و سنگین در میان جامعه علمی ایجاد شد. او در حالی این جهان را بدرود گفت که همچنان به کار با جوانان عشق می‌ورزید و آرزو می‌کرد ای کاش سنت جاری اجازه می‌داد تا جسدش در دانشگاه دفن شود تا باز خاک نشین قدم جوانان باشد.

             ***

_آذربایجان مشاهیر بزرگ و با افتخار زیادی داره.اما اگه بخوام تک تک ,همه رو تو وبم بیوگرافی کنم مدتها زمان میبره و من توان این کارو ندارم. 

شاید به خیلی هاتون گفتم که چرا این آپو کردم .فقط امیدوارم دیگه شاهد کم لطفی دیگران نسبت به آذری ها نباشم.من به این قوم افتخار میکنم.

اینو هیچ وقت فراموش نکنیم که ما از هر قومیتی که باشیم چه فارس چه کرد چه ترک و......در آخر ایرانی هستیم.

موفق باشید
 

 


 
comment نظرات ()

 
 



خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

var now = new Date(); var hours = now.getHours(); var minutes = now.getMinutes(); var seconds = now.getSeconds() var timeValue = "" + ((hours >12) ? hours -12 :hours) timeValue += ((minutes < 10) ? ":0" : ":") + minutes timeValue += ((seconds < 10) ? ":0" : ":") + seconds timeValue += (hours >= 12) ? " P.M." : " A.M." window.status = timeValue; timerID = setTimeout("showtime()",1000); timerRunning = true; } function startclock () { stopclock(); showtime(); }

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس